بسیج آواره ها
کهن آرواره ها
و داوران بی باور
خاطره می گیرند
از همه سو
می گریند
که اینچنین نبوده ایم
بادا چنین باد
که می وزد به حاشا
از او به او رسیده اند
هر نفس باورشان نیست
مرگ را
که ثانیه می زند
خواندند فسانه ای
شاعر گفت
RSS