پشت پنجره ای مات
متانت نت های تیره و تاران
تراوش شیدای کور نوازان
دیدمت
انگار خشم سوزن پرگار
پای دایره بردار
بسیار نرفتن
به کوشش بسیار
یار نبودی دیدمت
متل برای اتل های این سر و آن پا
بودای بی سفر
سوانح بت زار
به دوش من آوار
تکاثر دوش های سیار
به شعاری
و یک مشت ماتم محصول
به پای حادثه این
دور باطل ما بود
|
|