تبليغاتX
بنگاه ادبیات پراکنی
بنگاه ادبیات پراکنی
نوشته های ادبی نویسنده

برای آینه

دیوار هم ترک برداشت

برای لحظه‌ی فردا

که رفتن از تو به تو

مرا به خاطره‌ها

بند پنجره کرد

به اشک صورت ساکت

و لمس لبی

که لرز بَرَش داشت

از تنفس عشق

به خاطر این بوسه‌های شور

بمان

به خاطر باران

و پنجره‌ها ...

2 نوشته شده در  84/11/30ساعت 16  توسط صادق پیوسته  | 

دستانت اگر نیست

چشم‌هایت

و صدایت ...

هیچ اگر نیست

این قدم‌ها

چرا می‌لرزد؟

 

کوچه کوچه

مسیر

با دست تو

صدای تو

سر می‌رسد

 

نباشی

راه گم می‌شود

بس که بی‌هدف

آوار هست و

یادهای تو نیست

2 نوشته شده در  84/11/29ساعت 9  توسط صادق پیوسته  | 

 
Find Lyrics:

Browse All Lyrics